تله اسید (Acid Trap) در PCB چیست و چرا پدیدهای مخرب در ساخت برد است؟
تله اسید (Acid Trap) به هرگونه زاویه حاده (کوچکتر از ۹۰ درجه) میان خطوط هادی، محل ورود تراک به پد، اتصال T شکل با زاویه تند، یا بریدگیهای باریک در پلیگانهای مس گفته میشود که محلولهای شیمیایی اچینگ بر اثر کشش سطحی در آن به دام افتاده و پس از فرآیند شستوشو خارج نمیشوند. این پدیده یکی از ریشهایترین خطاهای طراحی بردهای مدار چاپی برای ساخت (DFM) است که در ظاهر نرمافزارهای طراحی الکترونیک (ECAD) مانند آلتیوم دیزاینر یا کیکد هیچ اخطار الکتریکی مستقیمی ایجاد نمیکند، اما در خط تولید کارخانه مدار چاپی و در حین فرآیند شیمیایی اچینگ (Chemical Etching)، فاجعه به بار میآورد.
در سال ۱۴۰۵، با فشردگی روزافزون بردهای الکترونیکی اینترنت اشیا (IoT)، حسگرهای پوشیدنی، درایورهای موتور و ماژولهای پردازشی با گام پایههای کمتر از ۰.۵ میلیمتر، فاصله میان تراکها (Trace Clearance) به کمتر از ۴ تا ۶ میل (۰.۱ تا ۰.۱۵ میلیمتر) کاهش یافته است. در چنین ابعاد حساسی، یک زاویه حاده ۳۰ یا ۴۵ درجه به راحتی مانند یک تله مویرگی عمل کرده و مایع اسیدی خورنده را در خود نگه میدارد. پیامد مستقیم این پدیده، اچینگ بیش از حد (Over-etching)، باریک شدن مقطعی تراک مس (Trace Necking)، و در موارد بحرانی، قطع شدن کامل مسیر هادی است.
اهمیت درک تلههای اسید زمانی دوچندان میشود که بدانیم بسیاری از این عیوب به صورت «خرابی نهفته» (Latent Defect) بروز میکنند؛ به این معنا که برد پس از تولید ممکن است تست هدایت الکتریکی اولیه را با موفقیت پشت سر بگذارد، اما پس از نصب در دستگاه و قرار گرفتن در معرض ارتعاش، تغییرات دمایی یا عبور جریان نامی، تراک ضعیف شده پاره شده و دستگاه را خاموش میکند. پلتفرم بردیفای در سامانه بررسی هوشمند DFM خود، تمامی لایههای گربر را پیش از آغاز فرآیند ساخت اسکن کرده و از وقوع این عیوب فاجعهبار جلوگیری مینماید.
فیزیک اچینگ شیمیایی و کشش سطحی؛ چگونه محلول خورنده در زوایای حاده به دام میافتد؟
در فرآیند ساخت بردهای مدار چاپی، مس اضافی از روی پانل خام با استفاده از پاشش پرفشار مواد شیمیایی خورنده در محفظههای اچینگ دوار زدوده میشود. دو محلول استاندارد صنعتی رایج برای این کار عبارتند از کلرید مس اسیدی (Cupric Chloride - $CuCl_2$ با اسید کلریدریک) برای لایههای داخلی و لایههای خام، و محلولهای قلیایی بر پایه آمونیاک (Alkaline Ammoniacal Etchant) برای لایههای خارجی با پوشش قلع محافظ. هر دو محلول حاوی یونهای مس فعال هستند که لایه فلزی مس محافظتنشده توسط فوتورزیست را اکسید کرده و در خود حل میکنند.
هنگامی که نازلهای دستگاه، محلول اچینگ را روی سطح پانل اسپری میکنند، پدیده جریان هیدرودینامیکی و کشش سطحی سیال (Surface Tension) رفتار محلول را دیکته میکند:
- تشکیل حوضچههای مویرگی: در زوایایی که کمتر از ۹۰ درجه هستند (بهویژه زوایای تند ۲۰ تا ۶۰ درجه)، دو لبه فوتورزیست به شدت به یکدیگر نزدیک میشوند. کشش سطحی بالای محلول مایع باعث میشود که سیال در کنج زاویه به دام افتاده و یک حوضچه مویرگی ایستا (Stagnant Micro-pool) ایجاد شود.
- عدم تبادل سیال تازه: بر خلاف سطوح هموار و زوایای باز که محلول با پاشش مداوم تعویض شده و واکنش در نرخ زمانی معین متوقف میشود، محلول به دام افتاده در کنج حاده جریان ندارد. با این حال، به دلیل غلظت بالای یونهای کلر و اسید، به طور موضعی به خوردن دیوارههای مس ادامه میدهد.
- شکست در مرحله شستوشو (Water Rinse Cascade): پس از خروج پانل از محفظه اچینگ، بورد وارد مراحل شستوشوی پرفشار با آب دیونیزه (DI Water) میشود تا مواد شیمیایی خنثی و شسته شوند. در شکافهای بسیار باریک زوایای تند، نیروی کشش سطحی آب دیونیزه مانع از نفوذ کامل به عمق تله اسید میشود. در نتیجه، بقایای اسید حتی پس از خشک شدن پانل در شیار باقی میماند.
- تخریب در فرآیندهای حرارتی بعدی: اسید محبوس شده در مراحل بعدی ساخت نظیر پخت سولدر ماسک در کوره با دمای ۱۵۰ درجه سانتیگراد یا عبور از کوره هوای گرم HASL با دمای ۲۶۰ درجه سانتیگراد دوباره فعال شده و با تسریع اکسیداسیون، مس باریک باقیمانده را تا مرز پارگی کامل حل میکند.
فرمول فاکتور اتچ (Etch Factor) و محاسبه پدیده خوردگی جانبی (Undercut)
پدیده خوردگی جانبی (Undercut) به نفوذ افقی محلول اسید در زیر فیلم فوتورزیست گفته میشود و فاکتور اتچ (Etch Factor) شاخص اندازهگیری نسبت عمق نفوذ عمودی به میزان خوردگی جانبی مس است. از آنجا که فرآیند اچینگ شیمیایی در مایعات به صورت همسانگرد (Isotropic) رخ میدهد، اسید علاوه بر حرکت در عمق لایه مس، کنارههای تراک را نیز به صورت جانبی حل میکند.
رابطه ریاضی فاکتور اتچ به صورت زیر فرمولبندی میشود: $$Etch Factor = \frac{T_{Cu}}{U}$$
که در آن:
- $T_{Cu}$: ضخامت لایه مس اولیه بر حسب میکرومتر یا mil (برای مثال مس 1oz معادل ۳۵ میکرومتر یا ۱.۳۷ mil است).
- $U$: میزان خوردگی جانبی زیر فیلم فوتورزیست (Undercut) بر حسب همان واحد.
در یک خط تولید استاندارد با تجهیزات مدرن، مقدار فاکتور اتچ معمولاً بین ۲.۵:۱ تا ۴.۰:۱ قرار دارد. جدول زیر تاثیر فاکتور اتچ را بر کاهش عرض واقعی تراک در ضخامتهای مختلف مس نشان میدهد:
| ضخامت مس (وزن / میکرومتر) | عمق اچینگ $T_{Cu}$ (mil) | فاکتور اتچ کارخانه ($Etch Factor$) | میزان Undercut جانبی $U$ (mil / mm) | کاهش کل عرض تراک در دو طرف ($2U$) |
|---|---|---|---|---|
| 0.5oz (۱۸ میکرون) | 0.70 mil | 3.5:1 | 0.20 mil (0.005 mm) | 0.40 mil (0.010 mm) |
| 1.0oz (۳۵ میکرون) | 1.37 mil | 3.0:1 | 0.45 mil (0.011 mm) | 0.90 mil (0.023 mm) |
| 2.0oz (۷۰ میکرون) | 2.74 mil | 2.5:1 | 1.10 mil (0.028 mm) | 2.20 mil (0.056 mm) |
| 3.0oz (۱۰۵ میکرون) | 4.11 mil | 2.0:1 | 2.05 mil (0.052 mm) | 4.10 mil (0.104 mm) |
تشدید Undercut در تلههای اسیدی
در تلههای اسیدی، به دلیل تجمع مواد خورنده و عدم شستوشوی به موقع، میزان خوردگی جانبی $U$ تا چند برابر افزایش یافته و فاکتور اتچ عملاً فرو میپاشد. اگر در یک برد با مس 1oz (۳۵ میکرون)، عرض طراحیشده یک تراک ۶ میل (0.15 میلیمتر) باشد، در حالت عادی پس از اچینگ، عرض خط به حدود ۵.۱ میل میرسد که توسط کارخانه با جبرانسازی نوری (Etch Compensation) اصلاح میشود. اما هنگامی که این تراک با زاویه حاده ۳۰ درجه به یک پد یا تراک دیگر وصل شود، فاکتور اتچ در کنج تله به شدت افت کرده و به کمتر از ۱.۰ میرسد؛ زیرا اسید محبوس شده تا عمق ۲ تا ۳ برابری نفوذ میکند. در نتیجه، مس در نقطه تلاقی با ضخامتی کمتر از ۱.۵ تا ۲ میل باقی میماند یا به طور کامل ناپدید میشود.
جهت آشنایی با استانداردهای ضخامت مس و پارامترهای پایهای، راهنمای محاسبه ضخامت برد و مس در PCB را مطالعه نمایید.
انواع تلههای اسید رایج در طراحی مدار چاپی؛ از اتصال T تا ورود زاویهدار به پد
انواع متداول تلههای اسیدی در بردهای مدار چاپی ناشی از اتصال مورب به پدها، تقاطعهای T شکل حاده، همگرایی با زاویه اندک دو خط موازی و زوایای تند در حاشیه سطوح مس گسترده (Polygon Pours) است. شناخت هندسه دقیق هر یک از این الگوها برای جلوگیری از خطاهای خط تولید حیاتی است:
۱. ورود تراک به پدهای SMD و THT با زاویه مایل (Acute Pad Entry)
اتصال خطوط هادی به پدها با زوایای کمتر از ۹۰ درجه باعث ایجاد شکاف مویرگی میان لبه پد و تراک میشود که اسید را در نقطه تلاقی به دام میاندازد. هنگامی که یک خط مسی به جای اتصال عمود (زاویه ۹۰ درجه) به مرکز پد مستطیلی یا دایرهای، از گوشه یا با زاویه ۳۰ تا ۶۰ درجه وارد پد میشود، یک گوشه حاده باریک شکل میگیرد. اسید در این شیار گیر افتاده و تراک را دقیقاً در نقطه اتصال به پد میخورد. این اتفاق باعث میشود که پد با کوچکترین فشار مکانیکی در زمان مونتاژ هویه یا لرزش دستگاه کنده شود. راهکار رفع این مشکل، ورود عمود و استفاده اصولی از تیدراپ بر اساس راهنمای طراحی Teardrop در PCB است.
۲. تقاطعهای T-Junction با گوشههای تیز و زوایای انشعاب تند
انشعاب خطوط سیگنال با زوایای تند نسبت به خط اصلی موجب تجمع حوضچهای اسید در محل شاخهزنی میگردد. هنگامی که یک خط سیگنال از یک مسیر اصلی منشعب میشود، روت کردن مسیر انشعابی با زاویه کمتر از ۹۰ درجه (مانند زاویه ۴۵ درجه معکوس در جهت جریان) شکافی عمیق ایجاد میکند. استاندارد طراحی تصریح میکند که تمام اتصالات T باید عمود باشند یا در صورت استفاده از زاویه ۴۵ درجه، فضای کافی با لبههای پخخورده ایجاد شود.
۳. تقاطع دو خط موازی با فاصله کم (Parallel Trace Merging)
همگرا شدن دو خط موازی با زاویه بسیار کم (کمتر از ۴۵ درجه) رأس بسیار باریکی ایجاد میکند که اسید در آن محبوس شده و مس را از بین میبرد. در بردهای متراکم که دو تراک همنام با زاویهای بسیار کم (مثلاً ۱۵ تا ۳۰ درجه) به هم ملحق میشوند، رأس زاویه به قدری باریک میشود که ابعاد آن به کمتر از ۲ میل میرسد. این بخش از مس در مرحله اچینگ به طور ناهمگن کنده شده و لبههای نامنظم دندانهارهای پدید میآورد.
۴. زوایای تیز و زائدههای باریک در سطوح پلیگان (Polygon Pours & Copper Slivers)
ریختن صفحات مسی گسترده بدون فیلتر کردن گلوگاههای باریک منجر به پدید آمدن زوایای حاده مویرگی در حواشی قطعات میشود. هنگامی که طراح اقدام به ریختن مس گسترده (Copper Pour / Plane) برای خطوط زمین (GND) یا تغذیه میکند، مس مایع نرمافزار به درون فضاهای باریک میان پدها، خطوط موازی و خط مرزی برد نفوذ میکند. اگر عرض مجاز لبههای نازک (Neck Width) در تنظیمات پلیگان محدود نشود، زبانهها و گوشههای مس باریک با ضخامت کمتر از ۳ تا ۴ میل تولید میشوند که تلههای اسیدی بزرگی را شکل میدهند.
استانداردهای IPC-2221B و IPC-A-600 در پذیرش عیوب عرض تراک و گوشهها
استاندارد بنیادین IPC-2221B در بند 9.1.2 صراحتاً تشکیل هرگونه زاویه کمتر از ۹۰ درجه را در طراحی هادیهای مدار چاپی ممنوع اعلام کرده و چرخشهای ۴۵ درجه یا منحنی را الزامی دانسته است. همچنین استاندارد مرجع IPC-A-600K حداکثر افت مجاز در عرض خط هادی ناشی از اچینگ بیش از حد را برای کلاسهای کیفی مختلف مشخص میکند.
در متن استاندارد طراحی IPC-2221B آمده است:
«تغییر مسیر هادیها باید با گوشههای خمیده (Curved) یا پخخورده با زاویه ۴۵ درجه انجام گیرد. استفاده از زوایای حاده (کوچکتر از ۹۰ درجه) به دلیل نقص در به دام افتادن مواد خورنده در فرآیند اتچینگ و پدیده بلند شدن فوتورزیست ممنوع است.»
همچنین، مرجع جهانی پذیرش بردهای الکترونیکی، یعنی استاندارد IPC-A-600K (بند ۲.۶)، حدود مجاز کاهش عرض خط هادی (Conductor Width Reduction) ناشی از اچینگ بیش از حد را بر اساس سه کلاس کیفی طبقهبندی میکند:
| کلاس استاندارد IPC | کاربرد صنعتی و سطح اطمینان | حداکثر کاهش مجاز عرض تراک بر اثر Over-etching | وضعیت پذیرش تلههای اسیدی |
|---|---|---|---|
| کلاس ۱ (Class 1) | تجهیزات مصرفی عمومی و روزمره | حداکثر ۳۰ درصد از حداقل عرض طراحی شده در نقشه | غیرقابل قبول در صورت ایجاد بریدگی مس |
| کلاس ۲ (Class 2) | تجهیزات صنعتی، مخابراتی و تجاری پیوسته | حداکثر ۲۰ درصد از حداقل عرض هادی مشخصشده | کاملاً مردود؛ بریدگی یا کاهش موضعی نباید از ۲۰٪ فراتر رود |
| کلاس ۳ (Class 3) | سیستمهای پزشکی حیاتی، نظامی و خودروسازی | حداکثر ۱۰ تا ۲۰ درصد (بدون کوچکترین شکستگی در پیوستگی) | اکیداً ممنوع؛ هرگونه نشانه تله اسید سبب مردودی کل پانل تولیدی میشود |
در اکثر موارد، تلههای اسیدی ایجاد شده توسط زوایای حاده، کاهش عرضی بیش از ۴۰ تا ۱۰۰ درصد در مس ایجاد میکنند که حتی ضعیفترین الزامات کلاس ۱ را نیز نقض کرده و به طور قطعی موجب رد صلاحیت برد در بازرسی کنترل کیفیت میشود. برای مطالعه دقیقتر معیارهای پذیرش کارخانهای، مقاله استاندارد IPC-A-600 در بازرسی برد مدار چاپی را بررسی نمایید.
اثر زوایای حاده بر سیگنالهای فرکانس بالا؛ ناپیوستگی امپدانس و تشعشع EMI
زوایای حاده در فرکانسهای بالا موجب ناپیوستگی شدید امپدانس مشخصه، افت بازتابی، تمرکز چگالی میدان الکتریکی در نوک تیز رسانا و تشعشع تداخل الکترومغناطیسی (EMI) میشوند. اگرچه انگیزه بنیادین منع زوایای کمتر از ۹۰ درجه ریشه در متالورژی و شیمی ساخت PCB دارد، اما در مدارهای فرکانس بالا (RF) و سرعت بالای دیجیتال، این زوایا یکپارچگی سیگنال (Signal Integrity) را کاملاً مختل میکنند.
در فرکانسهای کاری بالای چند صد مگاهرتز یا سیگنالهایی با لبههای بالا رونده سریع (زیر ۱ نانوثانیه)، گوشههای با زاویه کمتر از ۹۰ درجه آسیبهای زیر را رقم میزنند:
- افزایش موضعی عرض هادی و افت امپدانس: در یک زاویه حاده، پهنای موثر مس در نقطه چرخش به صورت هندسی تا بیش از ۲ برابر عرض عادی خط افزایش مییابد. این افزایش مساحت مقطعی، خازن پارازیتی ($C_{parasitic}$) شدیدی نسبت به صفحه زمین زیرین ایجاد کرده و امپدانس مشخصه خط انتقال ($Z_0$) را به صورت لحظهای کاهش میدهد. این ناپیوستگی موجب بازتاب سیگنال (Signal Reflection) و اعوجاج داده میشود.
- تمرکز خطوط میدان الکتریکی (Field Concentration): بار الکتریکی در نوک تیز رساناها بر اساس پدیده اثر نوک جمع میشود. در زوایای تند، شدت میدان الکتریکی ($E = -\nabla V$) در گوشه مس به شدت افزایش یافته و تشعشعات ناشی از نویز همشنوایی (Crosstalk) و تداخل الکترومغناطیسی (EMI) را در پیرامون تراک تشدید میکند.
- تغییر ثابت دیالکتریک موضعی: به دلیل باقی ماندن میکروقطرات اسید یا هوای محبوس شده در زیر پوشش چاپ سبز، تلفات دیالکتریک در گوشه بالا رفته و در کاربردهای گیگاهرتزی به تضعیف توان سیگنال میانجامد.
اصول تکمیلی روتینگ خطوط فرکانس بالا در مقاله قوانین DFM پیش از شروع روتینگ در PCB تشریح شده است.
تکههای معلق مس و فوتورزیست (Copper & Photoresist Slivers)؛ ریسک اتصال کوتاه تصادفی
پدیده پدید آمدن باریکههای معلق مس و فوتورزیست (Slivers) ناشی از چسبندگی ضعیف فیلم خشک در زوایای تیز است که پس از جدا شدن در وانهای شیمیایی، باعث اتصالات کوتاه تصادفی میان تراکهای مجاور میشوند. این پدیده یکی از غیرقابل پیشبینیترین خطاهای ساخت برد مدار چاپی است.
هنگامی که دو خط با زاویه بسیار تند به هم نزدیک میشوند یا یک لایه باریک مس در شکاف میان دو پد باقی میماند:
- کنده شدن فیلم فوتورزیست (Photoresist Peeling): لایه حساس به نور خشک (Dry Film) که روی مس لمینت میشود، در نوک زوایای تیز کمتر از ۳۰ درجه به دلیل سطح مقطع تماس بسیار کم، نیروی چسبندگی پایینی به سطح زیرین دارد. فشار بالای پاشش اسید در دستگاه اتچینگ به راحتی این لبههای باریک فوتورزیست را کنده و به شکل ورقههای بسیار نازک در تانک محلول معلق میکند.
- رسوب مجدد و اتصال کوتاه تصادفی: این تکههای شناور فوتورزیست ممکن است روی بخشهای دیگری از مدار بنشینند و مانع از اچ شدن مس زیرین شوند. نتیجه این امر، تشکیل پلهای مویی ناخواسته از جنس مس و ایجاد اتصال کوتاه میان دو مسیر مجاور در نقطهای کاملاً تصادفی از برد است.
- تکههای معلق مس (Copper Slivers): در مناطقی از پلیگان که نوارهای مسی باریک با عرض کمتر از ۴ میل (۰.۱ میلیمتر) شکل میگیرند، اتصال این نوار به بدنه اصلی ضعیف است. در طی فرآیند شستوشو، خشکسازی با هوای گرم یا در حین غوطهوری در قلع مذاب (HASL)، این نوار باریک از پایه جدا شده و آزادانه روی سطح برد معلق میشود. این تکه مس آزاد میتواند میان پایههای یک آیسی گامریز (Fine-Pitch) اتصالی مرگبار برقرار سازد.
روانشناسی پیشگیری از زیان؛ فاجعه خرابیهای نهفته (Latent Defects) در بازار سنتی
پدیده خرابی نهفته (Latent Defect) مرگبارترین پیامد نادیدهگرفتن تلههای اسیدی است؛ زیرا بردی که در تست پیوستگی الکتریکی اولیه سالم ارزیابی شده، پس از مونتاژ قطعات گرانقیمت و در زیر بار کاری ناگهان قطع میشود. در روانشناسی مدیریت پروژه سختافزار، هزینه اصلاح یک اشتباه طراحی در فاز ترسیم شماتیک چند دقیقه زمان است؛ اما در صورتی که این خطا به خط تولید انبوه راه پیدا کند، خسارت آن میتواند به ورشکستگی استارتاپ یا نابودی اعتبار یک برند معتبر صنعتی منجر شود.
سناریوی واقعی و تلخی که بارها برای مهندسان الکترونیک در بازار سنتی رخ میدهد به شرح زیر است:
- موفقیت فریبنده در تست اولیه: برد در کارگاه سنتی تولید میشود. به دلیل اینکه تراک در محل تله اسید به باریکی یک موی سر (مثلاً ۰.۵ میل) باقی مانده است، جریان تست ناچیز اهممتر یا دستگاه تست پراب پروازی از آن عبور کرده و بوق سلامت به صدا درمیآید.
- مونتاژ قطعات گرانقیمت: بردی که ظاهر آن سالم است، وارد خط مونتاژ میشود. پردازندههای چند ده دلاری (نظیر STM32، FPGAهای Xilinx یا ماژولهای مخابراتی کوئکتل) به همراه دهها سنسور گرانبها روی آن لحیم میشوند.
- شکست فاجعهبار زیر بار کاری: دستگاه پس از جعبهبندی به مشتری صنعتی تحویل داده میشود. با اولین نوسان حرارتی یا عبور جریان نامی (مثلاً ۵۰۰ میلیآمپر از تراکی که عرض موثر آن تخریب شده)، چگالی جریان در گلوگاه به شدت بالا رفته ($J = \frac{I}{A}$)، تراک ذوب شده و قطع میشود. کشف این عیب در بردهای چندلایه زیر پوشش قطعات و رزین عایق، صدها ساعت زمان تیم مهندسی را هدر میدهد و مشتری ناراضی پروژه را پس میفرستد.
- عدم شفافیت و سلب مسئولیت دلالان: در رویکرد سنتی، واسطههای بازار نه فایل گربر شما را به صورت مهندسی بررسی میکنند و نه در قبال عیوب پدید آمده در فرآیند تولید پاسخگو هستند. علاوه بر این، در انتهای کار هزینههای پیشبینینشدهای بابت تست یا فیلم لایهها به فاکتور نهایی میافزایند.
پلتفرم بردیفای این ریسکهای مخرب را با رویکرد مهندسی پیشگیرانه ریشهکن کرده است.
راهنمای گامبهگام مهار تلههای اسید در نرمافزارهای Altium Designer و KiCad
مهار تلههای اسید در نرمافزارهای طراحی مدار چاپی از طریق اعمال محدودیتهای هندسی زوایای ۴۵ درجه، تنظیم فیلترهای حذف گلوگاه باریک پلیگان و استفاده از قابلیتهای فیلت و تیدراپ محقق میشود.
۱. حذف تلههای اسید در Altium Designer
حذف تلههای اسید در نرمافزار Altium Designer از طریق محدود کردن زوایای روتینگ به ۴۵ درجه، تنظیم قوانین Routing Corners در DRC و فعالسازی قابلیت حذف خودکار گلوگاههای باریک پلیگان انجام میشود:
- تنظیم حالت سیمکشی روی زوایای مجاز: در هنگام روتینگ خطوط، کلید میانبر
Shift + Spacebarرا فشار دهید تا حالت رسم مسیر روی 45 Degree یا 45 Degree with Miter قرار گیرد. هرگز از حالت زاویه آزاد (Any Angle) در روتینگ خطوط سیگنال استاندارد استفاده نکنید. - فعالسازی بررسی زوایای حاده در DRC:
- از منوی Design > Rules به بخش Design Rules بروید.
- زیرشاخه Routing > Routing Corners را باز کنید.
- یک قانون جدید تعریف کنید و در بخش Corner Style، گزینه 45 Degrees یا Rounded را انتخاب کرده و حداقل زاویه مجاز را روی 90 تا ۱۳۵ درجه بگذارید.
- حذف خودکار لوپها و زوایای تند: گزینه Automatically Remove Loops را در تنظیمات روتینگ فعال نگه دارید تا با تغییر مسیر یک خط، شاخههای قبلی با زوایای تند به طور خودکار پاک شوند.
- پاکسازی گلوگاههای باریک پلیگان (Polygon Neck Removal):
- در پنجره تنظیمات پلیگان (Polygon Pour Properties)، پارامتر Remove Islands Less Than In Area را روی مقدار مناسب تنظیم کنید.
- گزینه Remove Necks Narrower Than را روی حداقل 8 mil (0.2 mm) بگذارید تا از ایجاد زوایای باریک مس معلق جلوگیری شود.
- استفاده از دستور تیدراپ خودکار: با مراجعه به Tools > Teardrops، گزینه افزودن قطره اشکی به پدها و ویاها را فعال کنید تا محل تلاقی خطوط به پدها نرم و بدون شیار حاده شود. برای مطالعه تفصیلی تنظیمات این نرمافزار، به راهنمای خروجی گربر در Altium Designer مراجعه فرمایید.
۲. حذف تلههای اسید در KiCad (نسخههای ۷ و ۸)
پیشگیری از زوایای حاده و تلههای اسید در KiCad با فعالسازی محدودیت زاویه ۴۵ درجه در تنظیمات Interactive Router، اجرای بررسی DRC برای Copper Slivers و استفاده از ابزار Fillet Tracks برای ایجاد انحناهای نرم صورت میگیرد:
- فعالسازی خطکشی با زوایای محدود: در برگه تنظیمات روتینگ (Router Settings)، مطمئن شوید که گزینه Limit to 45 degrees فعال است.
- بررسی خطاهای DRC: در پنجره Design Rules Checker، هشدارهای مربوط به Copper sliver detected و Acute angle between tracks را فعال کنید.
- فیلت کردن گوشههای تیز: با استفاده از ابزار Fillet Tracks، گوشههای مسیرها را به لبههای منحنی نرم تبدیل کنید تا عبور سیگنال و جریان مایع اسید در خط تولید تسهیل گردد.
چکلیست DFM بردیفای؛ چگونه تلههای اسیدی پیش از تولید به طور خودکار کشف میشوند؟
سامانه هوشمند DFM بردیفای به عنوان راهکار قطعی حذف خطاهای ساخت، فایلهای گربر را پیش از ورود به خط تولید از نظر تلههای اسید، زوایای کمتر از ۹۰ درجه و باریکههای معلق مس اسکن کرده و ریسک تولید را به صفر میرساند.
در سال ۱۴۰۵، پلتفرم بردیفای به عنوان اولین و جامعترین سامانه مهندسی سفارش PCB در ایران، فرآیند ساخت را از یک ریسک ناشناخته به یک فرآیند صنعتی قابل اعتماد و دقیق تبدیل کرده است:
- بررسی فنی مهندسی پیش از تولید (DFM Pre-Flight Inspection): به محض بارگذاری فایل Gerber در بردیفای، سامانه هوشمند DFM تمام لایههای مس، لایههای ماسک لحیم و فایلهای سوراخکاری را اسکن میکند. الگوریتمهای اختصاصی بردیفای تمامی زوایای کمتر از ۹۰ درجه، تلههای اسید در محل اتصال تراک به پد، زوایای تند پلیگانها و تکههای مس باریک زیر ۴ میل را استخراج کرده و به صورت گزارش تصویری به طراح هشدار میدهند تا فایل قبل از شروع تولید اصلاح شود.
- محاسبه آنلاین و تفکیکشده قیمت: قیمتگذاری در بردیفای کاملاً شفاف است. هزینه تولید فیبر پایه، انتخاب پوشش سطحی (طلا ENIG، قلع و سرب HASL، یا OSP)، ضخامت مس (1oz یا 2oz) و هزینه حملونقل به طور کاملاً مجزا و تا ریال آخر محاسبه شده و بدون ریالی هزینه پنهان به نمایش درمیآید.
- تست الکتریکال ۱۰۰٪ با پراب پروازی (Flying Probe Testing): تمامی بردهای تولیدی در بردیفای بدون استثنا تحت تست تست پراب پروازی قرار میگیرند تا از عدم وجود اتصال کوتاه مویی ناشی از پلیسهها یا قطعیهای میکروسکوپی اطمینان حاصل شود.
- مشاوره و همراهی تیم مهندسی واقعی: برخلاف کارگاههای سنتی واسطه، کارشناسان مجرب سختافزار در بردیفای آماده پاسخگویی به سوالات فنی و ارائه راهکارهای اصلاحی برای طرحهای پیچیده شما هستند.
