فینیش سطحی برد مدار چاپی (Surface Finish) چیست و چرا انتخاب اشتباه آن در سال ۱۴۰۵ هزینه گزافی دارد؟
فینیش سطحی برد مدار چاپی (PCB Surface Finish) لایه پوششی نازک متالورژیکی یا آلی است که بلافاصله پس از فرآیند اچینگ و چاپ ماسک لحیمکاری (Solder Mask)، روی لایههای مسی آشکار پدها و سوراخها نشانده میشود تا مس فعال را از اکسیداسیون محیطی محافظت کرده و بستری استاندارد، مسطح و لحیمپذیر برای اتصال قطعات الکترونیکی پدید آورد. در سال ۱۴۰۵، با گسترش بردهای متراکم اینترنت اشیا (IoT)، بردهای پردازشی با پکیجهای BGA، مدارهای مخابراتی ۵G و درایورهای فشرده خودرویی، انتخاب فینیش سطحی دیگر یک گزینه صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه مرز باریک میان یک تولید صنعتی بینقص و یک شکست مالی تمامعیار در خط مونتاژ قطعات سطحی (SMT) است.
مس برهنه ($Cu$) در مجاورت هوا و رطوبت ظرف چند ساعت با اکسیژن واکنش داده و لایهای از اکسید مس ($Cu_2O$ و $CuO$) تشکیل میدهد:
$$2Cu + O_2 \to 2CuO$$
این لایه اکسیدی نارسانا مانع تشکیل پیوند متالورژیکی میان قلع مذاب و مس پایه میشود. هدف اولیه فینیش سطحی، ایجاد یک سد فیزیکی در برابر این واکنش اکسیداسیون است. اما چالش بنیادین از جایی آغاز میشود که دو گزینه پرکاربرد بازار یعنی HASL بدون سرب (Lead-Free Hot Air Solder Leveling) و ENIG (طلای غوطهوری نیکل الکترولس - Electroless Nickel Immersion Gold)، از نظر ساختار کریستالی، مسطحیت هندسی، شوک حرارتی تحمیلی به استکآپ و متالورژی اتصالات، دو دنیای کاملاً متفاوت هستند.
مهندسان سختافزار معمولاً هزینه تولید برد را بر اساس تیراژ اولیه تخمین میزنند، اما نادیده گرفتن متالورژی فینیش سطحی میتواند فاجعهبار باشد. به عنوان مثال، انتخاب فینیش HASL برای یک برد مجهز به پکیجهای BGA با گام پایههای کمتر از ۰.۸ میلیمتر به امید صرفهجویی ۱۰ درصدی در فاکتور ساخت PCB، در خط مونتاژ باعث اتصال کوتاه زیر آیسی (Solder Bridging) یا بلند ماندن پایهها (Open Joints) میشود. در چنین شرایطی، تراشههای چند صد دلاری بر اثر حرارت چندباره فرآیند ریورک دستی (Rework) میسوزند یا پدهای ظریف چندلایه کنده میشوند. پلتفرم بردیفای در سال ۱۴۰۵ با هدف پیشگیری سیستماتیک از این دست زیانهای پنهان، سامانه بررسی فنی پیش از تولید (DFM Pre-Flight) را توسعه داده است تا با اسکن خودکار لایههای گربر، نوع پکیجها و گام پایهها را شناسایی کرده و مناسبترین فینیش سطحی را با شفافیت کامل هزینه به طراح پیشنهاد دهد.
متالورژی و فرآیند ساخت HASL و HASL بدون سرب؛ مزایا و محدودیتهای فیزیکی
فینیش HASL بدون سرب (Lead-Free HASL) از طریق غوطهور کردن کامل پنل برد مدار چاپی در حوضچه مذاب آلیاژ قلع-مس-نیکل (مانند آلیاژ Sn100C شامل $Sn\text{-}0.7Cu\text{-}0.05Ni$) یا آلیاژ SAC305 در دمای بسیار بالای ۲۶۰ تا ۲۷۰ درجه سانتیگراد و سپس دمش هوای داغ با فشار ۲ تا ۴ بار از طریق تیغههای بادی (Air Knives) جهت زدودن قلع اضافی و ایجاد لایهای به ضخامت متغیر ۱ تا ۲۵ میکرومتر تولید میشود. این فرآیند قدیمیترین و ارزانترین روش پوششدهی مس است که اتصال متالورژیکی اولیه مستقیمی از نوع ترکیب بینفلزی مس-قلع ($Cu_6Sn_5$) تشکیل میدهد.
با وجود استحکام مکانیکی بسیار خوب اتصالات لحیمکاری سنتی در قطعات پایهدار (THT)، فرآیند HASL بدون سرب با سه معضل فیزیکی و متالورژیکی حاد روبهرو است که استفاده از آن را در بردهای مدرن سال ۱۴۰۵ محدود میکند:
- نبود مسطحیت پدها (Non-Planar Surface & Meniscus Profile): کشش سطحی قلع مذاب در لحظه عبور از جلوی تیغههای هوای گرم باعث میشود که قلع روی پدها به صورت گنبدی یا گردهماهی (Meniscus) منجمد شود. در پدهای کوچک SMD، مرکز پد بسیار ضخیمتر از لبهها میشود (ضخامت تا ۲۰ میکرومتر در مرکز و کمتر از ۲ میکرومتر در لبهها). این عدم یکنواختی، فرآیند اعمال خمیر قلع با شابلون استنسیل را دچار اختلال کرده و موجب لغزش قطعه (Component Misalignment)، عیب سنگ قبر شدن قطعات مقاومت/خازن ۰۴۰۲ و ۰۲۰۱ (Tombstoning) و پل لحیم زیر پایههای آیسیهای گام ریز میگردد.
- شوک حرارتی شدید به استکآپ (Severe Thermal Shock): دمای حوضچه قلع در HASL بدون سرب (۲۶۰ تا ۲۷۰ درجه سانتیگراد) به مراتب بالاتر از HASL سنتی با سرب (۲۳۰ تا ۲۴۵ درجه سانتیگراد) است. غوطهوری یک پنل چندلایه با ضخامت ۱.۶ میلیمتر در این دما، یک شوک حرارتی سهمگین به لمینت FR-4 وارد میکند. با گذر دما از دمای انتقال شیشهای ($T_g$)، ضریب انبساط حرارتی رزین در محور عمودی ($CTE_z$) تا ۴ برابر افزایش یافته و خطر شکستگی دیواره مسی وایاها (Via Barrel Cracking) و جدایش لایهها (Delamination) را به شدت بالا میبرد.
- محدودیت سوراخهای ریز و وایاهای با نسبت ابعادی بالا (Aspect Ratio): در وایاهای با قطر کمتر از ۰.۳ میلیمتر، تیغههای هوای داغ قادر به خارج کردن کامل قلع مذاب نیستند و این امر سبب مسدود شدن تصادفی وایاها و مشکلات عدم نفوذ پایه در قطعات THT میگردد.
جدول زیر مشخصات متالورژیکی و عملیاتی فرآیند HASL بدون سرب را بر اساس استاندارد IPC-6012E خلاصه میکند:
| شاخص متالورژیکی / فیزیکی | مقدار و تلرانس در HASL بدون سرب | مرجع استاندارد / پیامد DFM |
|---|---|---|
| آلیاژ حوضچه مذاب | Sn99.3Cu0.7Ni0.05 (Sn100C) یا SAC305 | استاندارد IPC-J-STD-006C |
| دمای حوضچه پوششدهی | ۲۶۰°C تا ۲۷۰°C (تلرانس ±۵°C) | فراتر از دمای تجزیه بسیاری از رزینهای ضعیف |
| محدوده ضخامت پوشش | ۱ تا ۲۵ میکرومتر (میانگین نامتقارن ۵ تا ۸ میکرومتر) | استاندارد IPC-6012E بند ۳.۲.۶ |
| انحراف کوپلاناریتی (Flatness) | ناهمواری شدید (بیش از ۱۵ تا ۲۰ میکرومتر بین پدهای مجاور) | خطر قطعی اتصالات BGA با گام کمتر از ۱.۰mm |
| ترکیب بینفلزی اولیه (IMC) | $Cu_6Sn_5$ (فاز اتا) با ضخامت ۰.۵ تا ۱.۵ میکرومتر | پیوند مکانیکی قوی اما مستعد پیری حرارتی |
| عمر نگهداری در انبار (Shelf Life) | حداکثر ۱۲ ماه در محیط رطوبت و دمای کنترلشده | استاندارد IPC-1601 |
متالورژی و شیمی پوشش ENIG بر اساس استاندارد IPC-4552B
فینیش سطحی ENIG (Electroless Nickel Immersion Gold) یک سیستم پوششدهی دو مرحلهای شیمیایی و خودکاتالیزوری است که بدون اعمال جریان الکتریکی خارجی، ابتدا لایهای از نیکل-فسفر ($Ni\text{-}P$) به ضخامت ۳.۰ تا ۶.۰ میکرومتر را روی مس رسوب داده و سپس لایهای بسیار نازک از طلای خالص ۲۴ عیار به ضخامت ۰.۰۵ تا ۰.۱ میکرومتر (معادل ۲ تا ۴ میکرو اینچ) را از طریق واکنش جانشینی گالوانیکی روی آن مینشاند. استاندارد رسمی IPC-4552B (ویرایش سال ۲۰۲۱) مرجع بینالمللی صلاحیت و کیفیت ساخت این پوشش است که رعایت دقیق آن برای بردهای با تراکم بالا الزامی است.
بر خلاف تصور عمومی که طلا را لایه لحیمکاری میپندارند، در فینیش ENIG لایه نیکل ضامن لحیمکاری و استحکام مکانیکی برد است و طلا تنها نقشی محافظتی ایفا میکند:
- لایه نیکل الکترولس (Electroless Nickel Layer): نیکل با ضخامت ۳ تا ۶ میکرومتر (۱۱۸ تا ۲۳۶ میکرو اینچ) به عنوان یک سد نفوذی نفوذناپذیر (Barrier Layer) عمل میکند که مانع مهاجرت اتمهای مس به لایه سطحی و اکسیداسیون آن میشود. همچنین در حین فرآیند مونتاژ SMT، قلع موجود در خمیر لحیم با این لایه نیکل واکنش داده و ترکیب بینفلزی پایدار نیکل-قلع ($Ni_3Sn_4$) را تشکیل میدهد. میزان فسفر موجود در حمام نیکل باید به دقت بین ۷ تا ۱۰ درصد وزنی (Medium-Phosphorus) تنظیم شود تا تنش مکانیکی لایه در حداقل و مقاومت به خوردگی در حداکثر باشد.
- لایه طلای غوطهوری (Immersion Gold Layer): لایه طلا با ضخامت بین ۰.۰۵ تا ۰.۱ میکرومتر، پوششی به شدت فشرده و عاری از اکسیداسیون روی نیکل تشکیل میدهد. به محض برخورد قلع مذاب با پد در کوره ریفلو، این لایه نازک طلا ظرف کسری از ثانیه (کمتر از ۱ ثانیه) به طور کامل در خمیر قلع حل میشود و نیکل تمیز و عاری از اکسید زیرین در تماس مستقیم با قلع قرار میگیرد.
معادله جانشینی الکتروشیمیایی رسوب طلا روی نیکل به صورت زیر رخ میدهد:
$$Ni^0 + 2Au^+ \to Ni^{2+} + 2Au^0$$
یکی از حیاتیترین الزامات مطرح در ویرایش IPC-4552B، محدود کردن سقف ضخامت طلا به کمتر از ۰.۱۲ میکرومتر (حداکثر ۰.۱۵ میکرومتر در بردهای خاص) است. اگر ضخامت طلا بیش از حد افزایش یابد، در حین لحیمکاری درصد طلا در مفصل لحیم از ۳ درصد وزنی فراتر رفته و کریستالهای سوزنی و شکننده $AuSn_4$ درون فاز قلع رسوب میکنند. این پدیده موسوم به تردی طلا (Gold Embrittlement)، پیوند لحیم را به شدت ترد کرده و برد با کوچکترین تنش مکانیکی دچار شکستگی پایهها میشود. پلتفرم بردیفای در نظارت بر خطوط آبکاری خود با بهرهگیری از تجهیزات کالیبره اسپکترومتری فلورسانس اشعه ایکس (XRF)، انطباق ضخامت طلا و نیکل را دقیقاً در دامنه استاندارد IPC-4552B تضمین مینماید.
عیب پد سیاه (Black Pad Defect) در ENIG؛ ریشهیابی و راهکارهای پیشگیری
عیب پد سیاه (Black Pad Defect) خطرناکترین خرابی متالورژیکی در فرآیند تولید ENIG است که ناشی از خوردگی بیش از حد (Hyper-Corrosion) مرزدانههای لایه نیکل در طول غوطهوری طولانیمدت یا غیراستاندارد در حمام اسیدی طلا رخ میدهد و به تشکیل یک لایه فسفری تیره و بدون پیوند متالورژیکی میانجامد. این عیب یکی از مخربترین نمونههای «خرابی پنهان» (Latent Defect) در صنعت الکترونیک است؛ زیرا برد تولیدشده در تستهای اولیه کارخانهای و آزمونهای اتصال کوتاه/باز الکتریکی (Flying Probe) کاملاً سالم ارزیابی میشود، اما پس از مونتاژ و در حین کار در محیط عملیاتی، اتصالات BGA با کمترین ارتعاش یا ضربه از روی برد جدا میشوند.
مکانیسم رخ دادن پد سیاه به صورت گامبهگام به شرح زیر است:
- انحلال بیش از حد نیکل: اگر حمام آبکاری طلا دارای pH بیش از حد اسیدی (کمتر از ۴.۰) باشد یا دما و غلظت یونهای طلا از کنترل خارج شود، واکنش جانشینی با سرعت بالا در مرزدانههای ستونی نیکل نفوذ میکند و نیکل را به صورت موضعی حل میکند.
- غنیسازی فسفر ($P$-enrichment): از آنجا که طلا فقط با اتمهای نیکل جایگزین میشود و با اتمهای فسفر پیوند نمیدهد، فسفر باقیمانده در سطح لایه افزایش یافته و غلظت آن از حد نرمال (۸ تا ۹ درصد) به بیش از ۱۱ تا ۱۴ درصد وزنی میرسد.
- تشکیل لایه تیره و ترکدار Ni3P: لایه غنی از فسفر، ماتریسی اسفنجی، تیره و ترکخورده تشکیل میدهد که در حین لحیمکاری مانع از ترشوندگی (Wetting) مناسب قلع میشود. در نتیجه، به جای تشکیل فاز بینفلزی مستحکم $Ni_3Sn_4$، یک پیوند سست و متخلخل تشکیل شده و مفصل لحیم در آزمون تست سقوط (Drop Test) با جدایش صفحهای مواجه میگردد.
راهکارهای مهندسی بردیفای برای ریشهکنی خطای Black Pad بر مبنای استاندارد IPC-4552B عبارتند از:
- پایش مداوم شیمی حمام نیکل: کنترل سفتوسخت میزان فسفر در دامنه میانی (۷ تا ۹ درصد وزنی) برای ایجاد ساختار آمورف متراکم و غیرمتخلخل.
- حمام طلای با pH خنثی یا کنترلشده: استفاده از الکترولیتهای مدرن با اسیدیته پایین و نرخ رسوب یکنواخت به منظور ممانعت از انحلال ترجیحی مرزدانهها.
- بازرسی متالوگرافی و مقطعزنی (Cross-Section Analysis): نمونهبرداری مستمر از کوپنهای آزمون ساخت جهت بررسی ساختار لایه نیکل در زیر میکروسکوپ الکترونی SEM و اطمینان از عدم وجود هرگونه سنبله خوردگی (Corrosion Spikes).
مقایسه مهندسی رو در رو: جدول جامع شاخصهای فنی ENIG در برابر HASL بدون سرب
برای مهندس سختافزاری که در حال قطعی کردن سفارش برد در سال ۱۴۰۵ است، بررسی دقیق پارامترهای فنی در قالب یک مقایسه رو در رو شفافترین مسیر انتخاب است. جدول زیر با استناد به استانداردهای IPC-4552B، IPC-6012E و IPC-A-600K، تمام مشخصات کلیدی را مقایسه میکند:
| پارامتر فنی و متالورژیکی | فینیش ENIG (استاندارد IPC-4552B) | فینیش HASL بدون سرب (استاندارد IPC-6012E) | برنده مهندسی در سال ۱۴۰۵ |
|---|---|---|---|
| مسطحیت سطح (Coplanarity) | فوقالعاده صاف (انحراف کمتر از ۰.۲ میکرومتر) | ناهموار و گنبدی (انحراف ۱۵ تا ۲۵ میکرومتر) | ENIG (با اختلاف چشمگیر) |
| سازگاری با پکیجهای BGA و QFN | عالی؛ پدهای گام کمتر از ۰.۵mm و BGAهای ریز | نامناسب؛ ریسک شدید اتصال کوتاه و عدم اتصال | ENIG |
| دمای فرآیند اعمال روی برد | ۸۰°C تا ۸۸°C (فرآیند شیمیایی ملایم) | ۲۶۰°C تا ۲۷۰°C (غوطهوری در فلز مذاب) | ENIG (حفظ سلامت استکآپ) |
| ریسک تابیدگی برد (Bow & Twist) | صفر (بدون تنش حرارتی اضافی) | بالا در بردهای نازک (<1.2mm) و چندلایه | ENIG |
| پایداری در وایاهای زیر ۰.۳mm | پوشش عالی دیواره وایا بدون گرفتگی | احتمال مسدود شدن تصادفی وایاها با قلع | ENIG |
| عمر نگهداری در انبار (Shelf Life) | بیش از ۱۲ تا ۲۴ ماه بدون کاهش کیفیت لحیمپذیری | ۶ تا ۱۲ ماه (حساس به اکسیداسیون رطوبتی) | ENIG |
| کاربرد در پدهای تماسی و سوئیچها | عالی به دلیل مقاومت سایشی و رسانایی طلا | نامناسب (اکسید شدن و اصطکاک بالا) | ENIG |
| سازگاری با سیمبندی طلا (Wire Bonding) | نیازمند فرآیند ENEPIG (ENIG استاندارد مناسب نیست) | کاملاً ناسازگار | ENEPIG / Soft Gold |
| تست الکتریکال با پراب پروازی | تماس عالی سوزن تست و بدون ساییدگی نوک پراب | تماس خوب اما امکان تغییر شکل قلع نرم پد | ENIG |
| هزینه اولیه تولید برد خام | ۱۰ تا ۲۰ درصد بالاتر در تیراژهای اولیه | کمترین هزینه اولیه در بازار | HASL (فقط در هزینه اولیه) |
محاسبات اقتصادی و تحلیل هزینه چرخه عمر (LCC): چرا HASL ارزانتر در نهایت گرانتر تمام میشود؟
در تحلیل مهندسی ارزش، ارزیابی قیمت فینیش سطحی نباید تنها به فاکتور ساخت برد خام محدود شود؛ بلکه فرمول هزینه کل مالکیت (Total Cost of Ownership - TCO) باید تمامی حلقههای زنجیره تولید شامل نرخ پسزدگی در خط SMT، زمان عیبیابی تکنسین، هزینه ریورک قطعات سوخته و نرخ خرابی دستگاه در دست مشتری را در بر گیرد. در سال ۱۴۰۵، هزینههای نیروی انسانی متخصص، چیپهای کنترلر کمیاب و زمان از دست رفته ورود به بازار به قدری سنگین است که هرگونه خطای مونتاژ، توجیه اقتصادی پسانداز چند درصدی فینیش سطحی را نابود میکند.
فرض کنید یک شرکت دانشبنیان سختافزاری میخواهد ۵۰ دستگاه کنترلر صنعتی اینترنت اشیا تولید کند. هر برد شامل یک پردازنده مرکزی ARM با پکیج BGA به ارزش ۴۰ دلار، حافظه Flash و دهها قطعه پاسیو با پکیج ۰۴۰۲ است:
- سناریوی اول با انتخاب HASL بدون سرب:
- هزینه ساخت ۵۰ عدد PCB: معادل ۲٫۵ میلیون تومان ارزانتر از ENIG.
- عیوب مونتاژ ناشی از ناهمواری پدها: به دلیل گنبدی بودن قلع در پدهای ۰.۵ میلیمتری، ۱۰ برد (معادل ۲۰ درصد تیراژ) با خطای اتصال کوتاه زیر پردازنده یا عدم نشست پایهها در کوره ریفلو مواجه میشوند.
- هزینه عیبیابی با اشعه ایکس (X-Ray)، جداسازی چیپهای BGA، حرارتدهی مجدد به برد و سوختن ۳ عدد پردازنده گرانقیمت: بیش از ۲۰ میلیون تومان خسارت مستقیم.
- نتیجه خالص: زیان ۱۷٫۵ میلیون تومانی و ۳ هفته تاخیر در تحویل محصول به مشتری.
- سناریوی دوم با انتخاب ENIG استاندارد در بردیفای:
- هزینه ساخت ۵۰ عدد PCB: ۲٫۵ میلیون تومان سرمایهگذاری بیشتر برای فینیش طلای غوطهوری.
- نرخ ترشوندگی و موفقیت مونتاژ SMT: بالای ۹۹٫۵ درصد به لطف مسطحیت مطلق پدها و عدم وجود هرگونه برآمدگی.
- نتیجه خالص: تحویل به موقع محصول، بدون ریورک و بدون آسیب حرارتی به برد یا قطعات.
بازار سنتی الکترونیک در غیاب ابزارهای مدرن، اغلب مبالغ نامشخص و سلیقهای را برای آبکاری ENIG طلب میکند که مشتری را به سمت انتخاب اشتباه HASL سوق میدهد. اما پلتفرم بردیفای با محاسبه آنلاین و تفکیکشده قیمت در بخش سفارش PCB، اختلاف دقیق ریالی فینیش سطحی را بر اساس سانتیمتر مربع برد و ضخامت استاندارد IPC-4552B به صورت زنده نمایش میدهد تا مهندس با آگاهی کامل متالورژیکی و مالی تصمیم بگیرد.
چکلیست تصمیمگیری مهندسی: چه زمانی باید ENIG و چه زمانی HASL انتخاب شود؟
برای آنکه مهندسان طراح در سال ۱۴۰۵ بتوانند در کمتر از یک دقیقه بهترین فینیش سطحی را برای پروژه خود برگزینند، رعایت چکلیست مهندسی ۶ مرحلهای زیر بر اساس الزامات IPC-2221B و IPC-7351B توصیه میشود:
- ۱. بررسی گام پایهها (Component Pitch): اگر بر روی برد شما قطعهای با فاصله مرکز به مرکز پایه (Pitch) کمتر از ۰.۵ میلیمتر (۲۰ میل) وجود دارد، انتخاب ENIG الزامی است. برای گامهای بزرگتر از ۰.۸ میلیمتر، HASL بدون سرب قابل قبول است.
- ۲. حضور پکیجهای BGA، WLCSP یا QFNهای بدون پایه: در تمام بردهای دارای چیپهای BGA با هر ابعاد گویی، برای جلوگیری از عیب عدم اتصال ناشی از اختلاف ارتفاع پدها، انتخاب ENIG قطعی است.
- ۳. تعداد لایههای برد (Layer Count): برای بردهای ۴ لایه، ۶ لایه و بالاتر که حساسیت حرارتی بالایی دارند و از وایاهای باریک استفاده میکنند، به منظور ممانعت از شوک حرارتی ۲۷۰ درجه حوضچه مذاب، ENIG گزینه امن و استاندارد است.
- ۴. پدهای تماسی و کلیدهای مکانیکی: اگر بخشی از مدار شما دارای پدهای کلید فشاری (Push Buttons)، کیپدهای لاستیکی کربنی (Membrane Switches) یا کانکتورهای لغزشی است، مس فینیششده با ENIG به دلیل مقاومت سایشی و عدم اکسیداسیون الزامی است؛ لایه HASL در این نقاط به سرعت اکسید و کدر میشود.
- ۵. نگهداری طولانیمدت در انبار قبل از مونتاژ: اگر قرار است بردهای خام بیش از ۶ ماه در قفسه انبار نگهداری شوند و سپس به خط مونتاژ بروند، ENIG با ماندگاری ۲ ساله بهترین عملکرد لحیمپذیری را حفظ میکند.
- ۶. بردهای ساده آموزشی و نمونههای اولیه ساده (Low-Cost Prototypes): برای بردهای تکلایه و دو لایه ساده بدون قطعات متراکم سطحی و با بودجه محدود، HASL بدون سرب گزینهای اقتصادی و کارآمد است.
جریان کار سفارش و اعتبارسنجی DFM در پلتفرم بردیفای در سال ۱۴۰۵
سفارش برد مدار چاپی با فینیش سطحی مهندسی در پلتفرم بردیفای با تکیه بر اصول نوین طراحی برای ساخت (DFM) در ۵ مرحله ساده و کاملاً تحت نظارت فنی اجرا میگردد:
- بارگذاری فایل گربر (Gerber Upload): بسته گربر خروجی نرمافزارهای Altium Designer، KiCad یا Eagle در پرتال بارگذاری میشود.
- بررسی هوشمند پیش از تولید (Automated DFM Pre-Flight): الگوریتمهای اختصاصی بردیفای در کسری از ثانیه تمامی لایههای هادی و ماسک را تحلیل میکنند. در صورتی که طراح فینیش HASL را انتخاب کرده باشد اما پدهای BGA یا QFN زیر ۰.۵ میلیمتر در برد شناسایی شود، سیستم هشدار ریسک مونتاژ را ثبت کرده و اصلاح فینیش به ENIG را پیشنهاد میدهد.
- محاسبه آنلاین و تفکیکشده هزینه: هزینه تولید برد خام، هزینه پوشش سطحی (HASL یا ENIG بر حسب مساحت پدها) و هزینه تست الکتریکال بدون یک ریال هزینه پنهان به صورت فاکتور آنلاین ارائه میگردد.
- تولید تحت نظارت استاندارد IPC-4552B: خطوط آبکاری شیمیایی با پایش مداوم ضخامت طلا (۰.۰۵ تا ۰.۱ میکرومتر) و غلظت فسفر (۷ تا ۱۰ درصد)، ریسک خطاهای متالورژیکی نظیر Black Pad و Gold Embrittlement را به صفر میرسانند.
- تست الکتریکال ۱۰۰٪ با پراب پروازی (Flying Probe Testing): تکتک بردهای تولیدی پیش از بستهبندی تحت خلاء، از نظر عدم قطعی و اتصال کوتاه آزموده شده و گواهی کیفی صادر میشود.
همین حالا میتوانید فایل پروژه خود را در بخش سفارش آنلاین بردیفای بارگذاری کرده و از تحلیل دقیق و قیمتگذاری شفاف بهرهمند شوید.
